خدایا اگر تو درد عاشقی را می کشیدی
تو هم زهر جدایی را به تلخی می چشیدی
اگر چون من به مرگ آرزوها می رسید
پشیمان می شدی از اینکه عشق را آفریدی![]()
نوشته شده توسط ملیکا مهربون در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 10:34 موضوع | لینک ثابت
من از اين روزاي بي تو مي دوني دلم ميگيره![]()
نفرین به عشق به عاشقی
نفرین به بخت و سرنوشت به اون نگاه که عشقتو تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو
نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن منو به اون دل سیاه تو
نوشته شده توسط ملیکا مهربون در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت
به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریک خدا مانند
....دلم تنگ است....
بیا ای روشن ، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
....دلم تنگ است....
بیا بنگر چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستوها و ماهی ها
و در ایوان من دیریست
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی
شب افتاده است و من تنها و تاریکم
در خوابند
پرستوها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی
!بیا ای مهربان با من
!بیا ای یاد مهتابی
نوشته شده توسط ملیکا مهربون در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 13:45 موضوع | لینک ثابت
تا حالا دلتنگ کسی شدی؟ اصلا می دونی دلتنگی چیه؟ اونم از بدترین نوعش؟بزرگترین
دلتنگی اینه که بدونی کسی که دوستش داری هیچوقت مال تو نمی شه اینه که بدونی یه
روز از کسی که دوستش داری باید جدا بشی چه بخوای چه نخوای
نوشته شده توسط ملیکا مهربون در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 10:23 موضوع | لینک ثابت
اگه تورو خواستن اشتباهه اگه باتوبودن اشتباهه اگه عاشق توبودن اشتباهه اگه واسه تومردن اشتباهه پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستي ![]()
نوشته شده توسط ملیکا مهربون در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 10:2 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

عاشقان را بگذارید بنالند هنوز مصلحت نیست که این زمزمه خاموش شود
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY